تا کنون به صورت ریشه ای و مفهومی به تعریف عزت نفس فکر کرده اید؟ دانسته اید که عزت نفس چیست و چرا آنقدر تمامی مشاورین، اساتید موفقیت، رهبران و مدرسین کسب و کار و خلاصه هرکسی که به قول معروف سرش به تنش می ارزد اصرار داره که وضعیت عزت نفس خود را ارتقا ببخشید؟ راستش را بخواهید من فکر میکنم هنوزم که هنوزه کسی تعریف عزت نفس را آنطور که باید و شاید نمیداند. مثلا بسیار برمیخورم با آدم هایی که عزت نفس و اعتماد به نفس را باهم اشتباه میگیرند و صرفا چون تعریف درستی از عزت نفس ندارند آنها را به جای همدیگر به کار میبرند. در این پست قصد دارم آنچنان تعریف عزت نفس جامعه ای در اختیارتان بگذارم تا این مفهوم پایه را بدرستی درک کنید.

تعریف عزت نفس

در تعریف عزت نفس به صراحت عنوان شده است که عزت نفس حسی است که به خودتان دارید. وقتی جلوی آینه می ایستید چه کسی را میبینید و نسبت به این انسان درون تصویر چه حسی دارید. تعریف عزت نفس میگوید ببینید آنکسی را که در آینه میبینید با در نظر گرفتن تمام نقاط قوت و ضعفش دوست دارید یا نه؟ در تعریف عزت نفس عنوان شده است که عزت نفس احساسی است که در ناخودآگاه انسان در کودکی و با توجه به تجربیات زندگی اش شکل گرفته و به مرور زمان به یک باور تبدیل شده که تغییر آن کاری شدنی اما کمی دشوار است. به طور مثال در تعریف عزت نفس به صراحت میگوییم کودکانی که در کودکی والدینشان مدام تحقیرشان میکرده و به آنها به هر طریقی این حس را میدادند که دوست داشتنی نیستند در بزرگسالی به افرادی با عزت نفس پایین تبدیل شده اند. تعریف عزت نفس عنوان میدارد که عزت نفس از دو بخش خود دوستی و پذیرش خود تشکیل شده است. در بخش خود دوستی شما خودتان را دوست دارید و در تعریف عزت نفس در بخش پذیرش خود شما خودتان را با تمام عیوب و نوقصتان میپذیرید آنهم به طور کامل البته این به آآن معنا نیست که شما فرد خودشیفته ای هستید که به فکر اصلاح عیوب خود نیست خیر. تعریف عزت نفس میگوید شما در کنار اینکه برای رفع عیب ها و ایرادات خود میکوشید بازهم خودتان را به همین شکلی که هستید دوست دارید.بسیاری از موارد از جمله تربیت شما، بر عزت نفس تان تأثیر می‌گذارد. این موضوع بستگی به این دارد که چقدر برای خود ارزش قائل هستید و چقدر در ذهن خود احساس اطمینان می‌کنید.اعتماد به نفس بیشتر مربوط به داشتن اطمینان به توانایی‌هایتان در انجام کاری موفقیت آمیز است.اما عزت نفس به طور خلاصه، در مورد احساس ارزش و داشتن فکر و نظر مثبت و عالی درباره خود است. این احساس بر همه ابعاد زندگی شما تأثیر می‌گذارد.ویلیام جیمز(William James) به عنوان خالق جنبش عزت نفس شناخته می‌شود. (هیویت، 2005). جیمز برای تعریف میزان عزت نفس از فرمول ساده زیر استفاده کرد:عزت نفس چیست = موفقیت تقسیم شده توسط ادعاهای ماادعاها به اهداف، ارزشها و اعتقاداتمان به پتانسیل‌هایمان، اشاره دارد. اگر سطح موفقیت ما فراتر از انتظارات ما باشد، ممکن است خودمان را موفق ببینیم و نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و این موضوع باعث افزایش عزت نفس می‌شود.از طرف دیگر، اگر دستاوردهای ما کم بوده و انتظارات ما زیاد باشد، ممکن است خودمان را یک بازنده بدانیم.استنلی کوپرزمیت (Stanley Coopersmith) نیز از دانشمندان پیشگام در بررسی عزت نفس بود. او معتقد بود که عزت نفس در اوایل زندگی و در کودکی شروع می‌شود.کوپرزمیت همچنین بر این باور بود که عزت نفس ما بر اساس تجربیات اولیه کودکی ایجاد می‌شود و در طول زندگی ما کاهش می‌یابد، که ممکن است مثبت یا منفی باشد.موریس روزنبرگ (Morris Rosenberg) نیز، همزمان با کوپرزمیت، عزت نفس را مورد مطالعه قرار داد. روزنبرگ برخلاف سالهای اولیه کودکی، با تمرکز بر روی سنین نوجوانی رشد عزت نفس مطالعه کرد.روزنبرگ معتقد است که عزت نفس در سالهای نوجوانی بیشتر رشد می‌کند. نظریه عزت نفس او بر این عقیده بنا شده بود که در دوران نوجوانی، ما اغلب خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم و این موضوع باعث می‌شود که بطور مداوم ارزیابی کنیم که دیگران ما را چگونه می‌بینند یا تفکر آنها درباره ما چیست.تئوری‌های معاصر بیشتر به نقشی که عزت نفس در زندگی و بهزیستی روانشناختی ما ایفا می‌کند، مبتنی است.